زندگي کن

مثل شقايق زندگي کن ،

کوتاه اما زيبا ،

مثل پرستو ،

فصلي کوچ کن ، اما هدفمند ،

مثل پروانه بمير ، دردناک اما با عشق ،

مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوانا!

nocomment

یه نظرسنجی تو فیسبوک گذاشتن که آخرین خواسته‌ت قبل از مرگ چیه؟

یارو جواب داده: ۵ دقیقه وقت بدن هارد کامپیوترمو فرمت کنم چون اگه ببینن چیا توشه

دیگه ختمم برام نمی‌گیرن!

:D

با موتور گازی

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یك موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاكی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یك مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاك قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف كم میاره، راهنما میزنه كنار به موتوریه هم علامت میده بزنه كنار.

خلاصه دوتایی وامیستن كنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی كل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... كش شلوارم گیر كرده به آینه بغلت !!!!

:

راه هايي 100% تضمين شده براي ذله كردن معلم ها:

راه هايي 100% تضمين شده براي ذله كردن معلم ها:

روی اصطلاحات معلم تاکید کنید.

از کوچکترین اشتباه معلم نگذرید.

با پا صدای دویدنه اسب در آورید.

سر کلاس مرتب آه بکشید.

سر کلاس نارنگی، خیار و انواع خوراکی های بودار بخورید.

نیمکت ها را با پا به جلو هل دهید و عقب بکشید.

سر کلاس آدامس بجويد.(اگه آدامس رو تركونيد نتيجه بهتري دارد.)

هر روز يكي از دانش آموزان اعلام كنه كه روز تولدشه و كلاس رو بهم بريزه.

توصیه هایی برای سادیسمی شدن !!!!

توصیه هایی برای سادیسمی شدن !!!!

وقتی قایق موتوری تون وسط دریا خاموش کرد ، پیاده بشین هل بدین !

بارفیکس خونه ی دوستتون رو شل بکنین و ازش بخواین هنر های ژیمیناستیکشو بهتون نشون بده !!

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، شموشک نوشهر را تشویق کنید !

داداش کوچیکتون رو بذارین توی مایکروفر تا برنزه بشه !

از سمت راست ماشین گشت نامحسوس پلیس ، با سرعت ۱۸۰ تا سبقت بگیرید !

رای تولد دختر عمه تان یک دستگاه ریش تراش برقی به او هدیه بدهید !

گوشی موبایلتان را با میخ داغ سوراخ کنید تا بتوانید از داخلش نخ رد کنید و بیندازید تو گردنتان !

خوابگاه پسران & خوابگاه دختران :D

شب – خوابگاه پسران

 

(در اتاقی دو پسر به نام های «مهدی» و «آرمان» دراز کشیده اند. مهدی در حال نصب برنامه روی لپ تاپ و آرمان مشغول نوشتن مطالبی روی چند برگه است. در همین حال، واحدی شان، «میثاق» در حالی که به موبایلش ور می رود وارد اتاق می شود)




میثاق: مهدی... شایعه شده فردا صبح امتحان داریم.

مهدی: نه! راسته. امتحان پایان ترمه.


میثاق: اوخ اوخ! من اصلاً خبر نداشتم. چقدر زود امتحانا شروع شد.

مهدی: آره... منم یه چند دقیقه پیش فهمیدم. حالا چیه مگه؟! نگرانی؟ مگه تو کلاستون دختر ندارید؟!


میثاق: من و نگرانی؟ عمراً!! (به آرمان اشاره می کند) وای وای نیگاش کن! چه خرخونیه این آقا آرمان! ببین از روی جزوه های زیر قابلمه چه نُتی بر می داره!!

آرمان: تو هم یه چیزی میگیا! این برگه های تقلبه که 10 دقیقه ی پیش شروع به نوشتنش کردم. دخترای کلاس ما که مثل دخترای شما پایه نیستن. اگه کسی بهت نرسوند، باید یه قوت قلب داشته باشی یا نه؟ کار از محکم کاری...


مهدی: (همچنان که در لپ تاپش سیر می کند) آرمان جون... اگه واست زحمتی نیست چند تا برگه واسه منم بنویس. دستت درست!


(در همین حال، صدای فریاد و هیاهویی از واحد مجاور بلند می شود. پسری به نام «رضا» با خوشحالی وسط اتاق می پرد)


میثاق: چت شده؟ رو زمین بند نیستی!

رضا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهدی: اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه استقلالی ابکشه!!!

و تمام ساکنین آن واحد، برای دیدن ادامه ی مسابقه به اتاق مجاور می شتابند. چراغ ها روشن می مانند.



شب – خوابگاه دختران

(دختر «شبنم» نامی با چند کتاب در دستش وارد واحد دوستش «لاله» می شود و او را در حال گریه می بیند.)





شبنم: ِ وا!... خاک برسرم! چرا داری مثل ابر بهار گریه می کنی؟!

لاله: خدا منو می کشت این روزو نمی دیدم. (همچنان به گریه ی خود ادامه می دهد.)


شبنم: بگو ببینم چی شده؟

لاله: چی می خواستی بشه؟ امروز نتیجه ی امتحان <آناتومی!!!> رو زدن تو بُرد. منی که از 6 ماه قبلش کتابامو خورده بودم، منی که به امید 20 سر جلسه ی امتحان نشسته بودم، دیدم نمره ام شده 19!!!!!! ( بر شدت گریه افزوده می شود)


شبنم: (او را در آغوش می کشد) عزیزم... گریه نکن. می فهممت. درد بزرگیه! (بغض شبنم نیز می ترکد) بهتره دیگه غصه نخوری و خودتو برای امتحان فردا آماده کنی. درس سخت و حجیمیه. می دونی که؟

لاله: (اشک هایش را آرام آرام پاک می کند) آره. می دونم! اما من اونقدر سر ماجرای امروز دلم خون بود و فقط تونستم 8 دور بخونم! می فهمی شبنم؟ فقط 8 دور... (دوباره صدای گریه اش بلند می شود) حالا چه جوری سرمو جلوی نازی و دوستاش بلند کنم؟!!


شبنم: عزیزم... دیگه گریه نکن. من و شهره هم فقط 7 - 8 دور تونستیم بخونیم! ببین! از بس گریه کردی ریمل چشمای قشنگ پاک شد! گریه نکن دیگه. فکر کردن به این مسائل که می دونم سخته، فایده ای نداره و مشکلی رو حل نمی کنه.

لاله: نمی دونم. چرا چند روزیه که مثل قدیم دلم به درس نمیره. مثلاً امروز صبح، ساعت 5/7 بیدار شدم. باورت میشه؟!

(در همین حال، صدای جیغ و شیون از واحد مجاور به گوش می رسد. استرس عظیمی وجودِ شبنم و لاله را در بر می گیرد!دختری به نام «فرشته» با اضطراب وارد اتاق می شود.)


شبنم: چی شده فرشته؟!

فرشته: (با دلهره) کمک کنید... نازی داشت واسه بیستمین بار کتابشو می خوند که یه دفعه از حال رفت!

شبنم: لابد به خودش خیلی سخت گرفته.

فرشته: خب، منم 19 بار خوندم. این طوری نشدم! زود باشید، ببریمش دکتر.

(و تمام ساکنین آن واحد، سراسیمه برای یاری «نازی» از اتاق خارج می شوند. چراغ ها خاموش می شود
:

پمپ بنزین...

غضنفر می ره پمپ بنزین و بعد از اینکه باکش رو پر می کنه، می ره پیش حسابدار و می گه: آقا! چقدر شد؟ یارو می گه: 300 تومن! غضنفر تعجب می کنه و آروم می پرسه: چی شده؟ شاه برگشته؟ بنزین فروش یواشکی جواب می ده: نه، شما گازوئیل زدی

شب امتحان

شب امتحان، خوابگاه دخترا... واااااای فقط بیست بار کتابو بیشتر نخوندم. شب امتحان،خوابگاه پسرا... بچه ها شایعه شده فردا امتحانه

poke

کار برد
poke
چیست؟

1.اومدم پروفایلتو دیدم همین
2.انگولک
3.منو ادد کن نمی خوام خودم و سبک کنم
4.زمینه ایست واسه اینکه بعدا مختو بزنم!
5.از تیپ و قیافت خوشم اومده خواستم بگم منم هستم
:D

fb

شناسائی کرمی جدید موسوم به کرم fb

علایم وجود این کرم در بدن شما :

1- از بیخوابی در حال مرگ هستید ولی بازم چندبار رفرش میکنید بعد صفحه رو میبندید !
......
.2- سفید شدن رنگ پوست به دلیل عدم خروج از منزل و ندیدن آفتاب!

3- احساس بی علاقگی نسبت به درس و مشق!

4- وقتی که به کامپیوتر دسترسی نداری ، حتما" با موبایل fb چک کنی!"

5- اگه خدا قسمت کردو تونستی بخوابی حتما" موبایل تو دستت باشه ( چون در حال چک کردن بیهوش شدی ) در غیر اینصورت دوباره پا میشی میشینی پشت کامپیوتر!

6- حساس شدن یه رنگ آبی و حرف F و یا هرچیزی که شمارو به یاد fb   بندازه!

:D